دربارۀ خطرهای «طوطیهای تصادفی»: آیا مدلهای زبانی میتوانند بیش از حد بزرگ باشند؟
این مقاله پیامدهای محیطزیستی، اجتماعی و اخلاقی افزایش مقیاس مدلهای زبانی را بررسی میکند و بر ضرورت ارزیابی…
فراتحلیل ادبیات پژوهشی اخلاقِ هوش مصنوعی در ایران: روندها، خلأهای پژوهشی و جهتگیریهای آینده
نویسندگان: یعقوب مرادیان، یوسف خجیر

ادبیات پژوهشی اخلاق هوش مصنوعی در ایران طی سالهای اخیر با سرعت گسترش یافته، اما مطالعات این حوزه در رشتهها، موضوعات و چارچوبهای نظری مختلف پراکندهاند و تصویر منسجمی از روندهای غالب، حوزههای مورد توجه، مسائل اخلاقی اصلی و خلأهای پژوهشی آن وجود ندارد. مقاله میکوشد با تحلیل نظاممند پژوهشهای علمی منتشرشده، سیمای کلی این ادبیات را ترسیم کند و نشان دهد پژوهش ایرانی اخلاق هوش مصنوعی بر چه مسائل و حوزههایی متمرکز شده، از چه ویژگیهای روششناختی برخوردار است و برای حرکت به سوی حکمرانی اخلاقی عملیاتی چه کاستیهایی دارد.
پژوهش از نوع مرور نظاممند با رویکرد فراتحلیل محتوای کیفی است. نویسندگان با جستوجوی نظاممند در ISC، SID، مگیران، نورمگز و سیویلیکا و جستوجوی تکمیلی در Google Scholar، ۳۶۵۲ رکورد را بازیابی کردند. پس از حذف موارد تکراری، غربالگری عنوان و چکیده و ارزیابی متن کامل بر اساس معیارهای ورود و خروج و با استفاده از منطق PRISMA، ۲۵ مقالۀ علمیپژوهشی فارسی منتشرشده در سالهای ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۴ وارد تحلیل نهایی شدند. مطالعات در پنج محور شامل ویژگیهای کتابشناختی و نهادی، حوزههای موضوعی و کاربردی، مسائل و اصول اخلاقی، ویژگیهای روششناختی و دلالتها و خلأهای پژوهشی کدگذاری و با آمار توصیفی و تحلیل محتوای مقایسهای بررسی شدند.
نتایج نشان میدهد اخلاق هوش مصنوعی در ایران حوزهای نوظهور و میانرشتهای است و بیش از ۷۰ درصد مطالعات بررسیشده در سالهای ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۴ منتشر شدهاند. فلسفه و الهیات، سلامت، رسانه و ارتباطات، آموزش و حوزههای حرفهای از مهمترین زمینههای تولید پژوهشاند و حریم خصوصی و حفاظت از داده، عدالت و عدم تبعیض، شفافیت و توضیحپذیری، مسئولیتپذیری، اعتماد، کرامت و خودآیینی انسان از مضامین پرتکرارند. در عین غنای هنجاری، مطالعات نظری و تحلیلی بر پژوهشهای تجربی و میدانی غلبه دارند و بسیاری از پیشنهادها در سطح اصول و توصیههای کلی باقی ماندهاند. مقاله همچنین ضعف در گزارشدهی روششناختی، کمبود شاخصها و سازوکارهای اجرایی، محدودبودن مطالعات آیندهنگر و کمبود زیرساخت دانشی و نیروی متخصص را از خلأهای مهم این حوزه معرفی میکند.
مقاله نشان میدهد مسئلۀ اصلی مرحلۀ کنونی اخلاق هوش مصنوعی در ایران دیگر صرفاً شناسایی اصول اخلاقی نیست، بلکه تبدیل این اصول به معیارهای قابل سنجش و سازوکارهای اجرایی است. بر این اساس، تقویت حکمرانی اخلاقی هوش مصنوعی مستلزم تدوین چارچوبهای ملی، ایجاد سازوکارهای حسابرسی و ارزیابی اخلاقی در حوزههای پرریسک، عملیاتیکردن اصولی مانند عدالت الگوریتمی، شفافیت، پاسخگویی، حفاظت از داده و کرامت انسانی، افزایش پژوهشهای میدانی بومی و تقویت ظرفیت نهادی و نیروی انسانی متخصص است. این یافتهها بهویژه شکاف میان «غنای هنجاری» ادبیات ایرانی و «فقر اجرایی» آن را برجسته میکند.